هوش مالی کودکان


مقدمه

با توجه به مشکلات اساسی و بنیادی در سیستم آموزشی کشور بر آن شدم تا قسمتی از مسئولیت اجتماعی خودم را در این امر مهم به انجام برسانم و در راه آموزش کشور گامی هرچند کوچک برداشته و زکات علم خود را نیز داده باشم. در کشور ما همراه با استرس آموزش از سنین کودکی شروع می شود که ریشه بسیاری از بیماری‌های روانی در بزرگسالی می باشد را در وجود نازنین کودکان این مرزوبوم به ودیعه می‌گذارد؛ این روند تا  12سال ادامه پیدا می‌کند، درصورتی‌که می‌بایست در سال های اول زندگی زیستن را به کودک آموزش داد ولی استرس درس‌، نمره ،کلاس خشک، بی‌روح،‌ تکالیف بی‌هدف و … تمام ذهن خالی را  از خط و خش پر می کند. اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس که منشأ تمام آینده روشن کودک است را تا حد اعلاء زیر سؤال برده و همه زحمت پدر و مادر را به هدر می‌دهد؛ بنابراین کل ذهن بی‌آلایش کودک را به بدترین شکل ممکن  درگیر کرده و از همه مهم‌تر این آموزش در درازمدت قسمتی از فرهنگمان شده و عواقب جهان‌سومی بودن را به عمق وجود ما می‌نشاند.

تناقضی که کودک با آن مواجه شده است را هم بی‌توجه از آن می‌گذرند؛ از معلم گرفته تا مدیرعامل فلان شرکت یا مهندس رتبه یک فلان اداره و… همه تلاششان برای کسب پول است؛ اما از همان ابتدا به کودک می‌آموزند که انتخاب کند علم بهتر است یا ثروت، هرگز در سیستم آموزشی کشور به این فکر نکرده‌اند که تلفیق این دو یعنی علم و ثروت چه انقلابی در دنیا می‌تواند به وجود بیاورد.

 اینکه تمام مدیحه و داستان‌سرایی کسب پول برایشان در تمام دوران تحصیل اصلاً مطرح نمی‌شود؛ اصلاً کسب‌وکار در کدام قسمت از برنامه های آموزش ‌و پرورش است؛ اصلاً چگونه این کودک و بعدها نوجوان و جوان این مرزوبوم باید پول دربیاورد؟ چه راه‌حلی برای آن دارند؟ فقط می‌گویند علم بهتر است ادامه بده ثروت مهم نیست، وقتی خوب توجه می‌کنیم ریشه این تناقضات در خانواده شکل می‌گیرد وقتی کودک می‌بیند پدر از صبح تا پاسی از شب‌ در بیرون از منزل کار می‌کند ولی وقتی در مورد پول از او می‌پرسند ناآگاهانه می‌گوید: «پول چرک کف دست است و هیچ ارزشی ندارد»

ولی با نگاهی دقیق‌تر درمی‌یابیم که کار کردن برای کسب پول است و یا به عبارتی برخلاف آن اینکه پول علف هرز است؛ کل عبارت‌هایی که خواسته یا ناخواسته بر زبان می‌آوریم حاکی از فرهنگی می باشد که در آن بزرگ‌شده‌ایم وقتی آموخته ایم باید قانع باشیم و به همین خرده‌نانی که داریم بسازیم، این با اصل وفور و فراوانی کائنات مخالف است؛ یعنی هرچه بخواهیم با هر ترتیبی که خواسته باشیم می‌توانیم داشته باشیم بدون اینکه از روزی کسی کم کنیم.

مهم‌ترین سؤال:

آیا پول شمارا ثروتمند می‌کند

خیر پول به‌تنهایی نمی‌تواند کسی را ثروتمند کند همه ما کسانی را می‌شناسیم که هرروز سخت‌تر از قبل کار می‌کنند و پول بیشتری به دست می‌آورند اما هرگز ثروتمند نمی‌شوند حتی کسانی هستند که بلیت بخت‌آزمایی آن‌ها برنده‌شده پس از مدت کوتاهی به حالت قبل از آن برگشته‌اند طبق نظریه ای اگر کل ثروت جهان را جمع کنند و به نسبت تساوی بین همه افراد تقسیم کنند در کمتر از  3سال توزیع ثروت دوباره به حالت اول خودش برگشته و  90 درصد ثروت جهان در دست کمتر از 10 درصد جمعیت خواهد بود این بدان معنی است که می‌توان یاد گرفت که چگونه ثروتمند شد پس ثروتمند شدن علمی است که همگان می‌توانند آن‌ها بیاموزند.

اما نه پول به‌تنهایی می‌تواند مشکلات را حل کند نه آموزش می‌تواند مردم را آگاه کند. امروزه دنیا از انسان‌های آموزش‌دیده فقیر و بی‌پول پرشده آن‌ها همان افراد جامعه‌گرایی هستند که خودشان را طرفدار توزیع و تعدیل ثروت معرفی می‌کنند.

شغل هم نمی‌تواند مشکل را حل نماید، چون بسیاری از مردم خیلی سخت کار می‌کنند تا فقط زنده بمانند، کنترل زندگی از دستشان دررفته و در بسیاری از موارد دارایی‌هایشان مانند: خانه، خانواده، سلامتی، دوستان و… را از دست می‌دهند.

بنابراین سؤال اصلی اینجاست که پس چه چیزی می‌تواند مشکلات مالی شما را حل کند؟

هوش مالی

هوش مالی تنها چیزی است که می‌تواند مشکلات مالی شما را حل کند به عبارت ساده‌تر هوش مالی آن قسمت از هوش شماست که قادر است موضوعات مالی شما را شناسایی و سپس آن‌ها را رفع نماید؛ شما تا چه اندازه با هوش مالی آشنا هستید؟ تا چه اندازه از آن بهره می‌برید.

هرچه از هوش مالی‌تان استفاده کنید، به همان میزان آن‌ را  قوی‌تر می‌کنید درست مثل دوچرخه‌سواری هرچه بیشتر تمرین کنید عضلاتتان قوی‌تر خواهد شد.

نمونه‌هایی از مشکلات مالی که مردم‌ دارند:

  • درآمد کافی ندارم؛
  • بدهی‌های زیادی دارم؛
  • قادر به خرید مسکن نیستم؛
  • هزینه تعمیر ماشینم را ندارم؛
  • پس‌انداز ندارم؛
  • برای آینده فرزندانم هیچ پولی ندارم؛
  • من دوست دارم آموزش ببینم ولی هزینه آن‌ها ندارم؛

*دوران بازنشستگی چه اتفاقی برایم رخ می‌دهد برای آن موقع من هیچ پس‌اندازی ندارم؛

  • من باید عمل جراحی انجام دهم ولی فعلاً پول آن‌ها ندارم؛
  • شغلم را دوست ندارم ولی نمی‌توانم آن‌ها رها کنم چون با بیکار شدنم درآمدی ندارم؛ چگونه باید زندگی‌ام را پیش ببرم؟
  • من صد میلیون تومان پول ‌دارم؛ ولی نمی‌دانم باید چه‌کاری انجام دهم؟ و چگونه از آن استفاده کنم و درآمدی داشته باشم؟

همه این‌ها جملاتی آشنا هستند که روزانه به‌وفور آن‌ها را می‌شنویم به نظر شما چگونه می‌توانیم بر همه آن‌ها غلبه کنیم؟

هوش مالی قادر است این مشکلات را حل نماید، اگر هوش مالی شما قادر نیست این‌ها را حل کند باید تلاش کنید تا آن‌ها را تقویت کنید و مانند بازوهایی هستند که در اثر ورزش قوی‌تر می‌شوند. هرچه سعی کنید تا مشکلات را تحلیل نموده و آن‌ها را حل نمایید، هوش مالی‌تان قوی‌تر خواهد شد؛ یعنی با حل مشکلات مالی شما باهوش‌تر خواهید شد، بنابراین با تمرکز روی مشکلات مثل ذره بین عمل کنید و آن‌ها را حل کنید؛ تنها کاری که لازم است یاد بگیرد این است که مشکلاتتان را حل کنید و آن‌ها را به حال خود رها نکنید با این کار هم قوی‌تر می‌شوید هم از شر تبعات آن خلاص می‌شوید، بنابراین تا زمانی که مشکلات مالی حل نشوند سایه سنگینشان روی زندگی خواهد ماند و شادی را از ما می‌گیرند.

پس یکی از ضروریات است که هوش مالی خودمان را بالا ببریم و هرچه آن‌ها تکرار کنیم باهوش‌تر می‌شویم و قادر خواهیم بود مشکلات بزرگ‌تری را حل نماییم.

فقر زمانی اتفاق می‌افتد که فرد قادر نیست مشکلات مالی خود را حل کند، البته ممکن است همه آن مربوط به پول و سرمایه نباشد ولی همه زندگی را تحت شجاع خود قرار می‌دهد و وقایعی از قبیل: اعتیاد، ازدواج نادرست، بیکاری، بیماری و … به وجود می‌آید.

در این جا به این نکته می توان اشاره کرد که تنها دلیلی که ثروتمندان، ثروتمندتر می‌شوند این است که آن‌ها هوش مالی خود را افزایش می‌دهند و این هوش مالی آن‌ها را ثروتمندتر می‌کند، به‌جرأت می‌توان گفت تنها دلیل موفقیت آن‌ها توجه بیش ‌از اندازه به هوش مالی خودشان است.

در مقابل این افراد افرادی هم هستند که با مشکلات مالی بیشتری روبه‌رو هستند و آن‌ها فکر می‌کنند بی‌پولی فقط یک مشکل است، بنابراین با مشکلات مالی بیشتری روبه‌رو می‌شوند؛ زیرا افکار منفی آن‌ها باعث نوعی کمبود و کاستی می‌شود و همه آن‌ها مربوط به پول می‌شود در این مواقع به شکل مالی خود را نشان می‌دهد و عدم توانایی حل مشکلات آن‌ها را دل‌زده کرده و گرفتاری آن ها را بیشتر می‌کند و آن‌ها را قربانیان پول می‌سازد.

در واقع هوش مالی مرز میان افراد ثروتمند و فقیر است، ثروتمندان مشکلات مالی را به‌عنوان فرصتی برای یادگیری، رشد، باهوش‌تر شدن می‌بینند و به‌جای فرار کردن از آن و تظاهر به اینکه اصلاً مشکلات مالی وجود ندارند به استقبال مشکلات می‌روند، چون می‌دانند در پس مشکلات مالی فرصت‌هایی نهفته است که در آن باهوش‌تر  و در نتیجه ثروتمندتر می‌شوند. کلید موفقیت عدم فرار، پذیرش، تحمل رنج مشکلات، یادگیری و کنجکاوی مستمر است و این در حالی است که فقرا از مشکلات مالی فرار می‌کنند، دائماً از مشکلاتشان صحبت می‌کنند و هیچ روزنه امیدی را نمی‌بینند؛ و هوش مالی خود را در سطح پایینی قرار داده در این زمان بسیاری از آنان حس قربانی بودن دارند و فکر می‌کنند تنها شخصی هستند که مشکلات مالی دارند؛ و تعداد کمی از آن‌ها می‌فهمند که مشکلات مالی ناشی از نحوه نگرش خودشان به مشکلات است در نتیجه آن‌ها باور دارند که توانایی حل مشکلات و تغییر شرایط را ندارند.

در نتیجه موجب انفعال و مشکلات بیش از پیش آن‌ها  می شود و به‌جای اینکه هوش مالی خود را افزایش دهند و از افراد موفق الگوبرداری و راه آن‌ها را ادامه دهند؛ زانوی غم بغل می‌گیرند مشکلات مالی خود را افزایش می‌دهند و می گویند فقر، فقر می‌آورد پس اولین شاید مهم‌ترین و شاید هم سخت‌ترین کار دنیا کنار گذاشتن ناامیدی و باور به توانایی تغییر شرایط هست.

وقتی با مشکلی مواجه شدید و به دنبال راه‌حل هستید، فکر کنید و آن‌قدر فکر کنید تا یک‌راه حل به ذهنتان برسد، اولین راه‌حلی که به ذهنتان رسید را پیگیری کنید همین اولین راه‌حل می‌تواند راهتان را باز کند و مشکلاتتان حل شود.

تعریف سواد

درگذشته اگر کسی سواد خواندن و نوشتن داشت در زمره افراد باسواد بود اما در قرن حاضر مفهوم و تعریف جدیدی از سواد مطرح‌شده است سازمان جهانی یونسکو آن را بدین شرح تعریف و تقسیم نموده است:

  • سواد عاطفی: توانایی برقراری رابطه عاطفی با خانواده. همسر. دوستان به نحوی شایسته؛
  • سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط و تعامل با تمامی اعضای جامعه به عبارتی روابط اجتماعی مناسب؛
  • سواد مالی: توانایی مدیریت اقتصادی درآمد. چگونگی پس‌انداز. سرمایه‌گذاری و مدیریت هزینه‌ها؛
  • سواد رسانه‌ای: توانایی تشخیص وثوق اخبار و دیگر پیام‌های رسانه‌ای؛
  • سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحوی شایسته؛
  • سواد رایانه‌ای: توانایی استفاده از مهارت‌های هفتگانه رایانهICDL ، مفاهیم پایه‌ای فناوری اطلاعات و ارتباطات، استفاده از رایانه، مدیریت فایل‌ها، واژه‌پردازی‌ها و چنانچه کسی که این اطلاعات را نداشته باشد، بی‌سواد دانسته می شود و سواد مالی نیز یکی از سوادهای مدنظر این سازمان هست.

در این کتاب قصد آن را داریم تا سواد مالی را به‌صورت کاربردی و مفهومی تشریح نماییم. سواد مالی یا هوش مالی را ابتدا تعریف نموده و به‌عنوان پیش‌زمینه هوش مالی مؤلفه‌های آن را بیان می‌کنیم.

تعریف هوش مالی در این کتاب این گونه مطرح شده که “توانایی استدلال انتزاعی محاسبات ذهنی گفته می‌شود که طبق قواعد خاصی انجام می‌گیرد” و تعریف هوش مالی در ادامه به این شکل مطرح شده است که”هوش مالی، توانایی‌های ذهنی لازم برای تطابق، گزینش، شکل‌دهی، تحلیل و درک مسائل مالی که موجب انعطاف‌پذیری آن در موقعیت‌های چالشی می‌شود. تعریفی دیگر از هوش مالی که مطرح شده “بررسی و تحلیل اطلاعات مالی و عددی است”. هوش مالی، هوش اقتصادی یا شم اقتصادی عبارت است از “مجموعه تشخیص، تصمیم و اقداماتی که  یک نفر در جهت مدیریت منابع، زندگی، کسب‌ وکار خود بکار می‌گیرد است”. بنابراین در بحث هوش مالی دو مقوله بسیار مهم وجود دارد: “درآمد، هزینه” که نگرش و کیفیت رفتار مالی شما در این دو مبحث شرایط مالی امروز و آینده شما را خواهد ساخت به عبارتی ساده‌تر اینکه:

  • با پول چقدر آشنا هستید؟
  • چقدر سواد مالی دارید؟
  • حسابداری را چگونه می‌بینید و چه اطلاعاتی راجع به آن دارید؟
  • چقدر زندگی مالی دیگران را سرمشق قرار می‌دهید؟
  • در جهت تقویت هوش مالی خودتان چقدر سرمایه‌گذاری کرده‌اید؟
  • چند ساعت آموزش‌دیده‌اید؟ و…

البته لازم به ذکر است که هوش مالی تئوری نیست، بلکه تکرار و تمرین مفاهیم در دنیای واقعی هست و هر چقدر این تمرین و تکرار بیشتر شود، هوش مالی نیز ارتقاء پیدا خواهد کرد.

کیفیت زندگی و شرایط مالی امروز بستگی به کیفیت رشد و پرورش هوش مالی ما از کودکی تاکنون دارد، هوش مالی کودک کاملا مشابه هوش مالی والدین و نزدیکان او هست؛ که بعدها هوش مالی و ترکیب آن با سرمایه‌گذاری فرد و تجربیات او دستخوش تحولات منفی یا مثبت می‌شود و در بزرگ‌سالی به شکل و فرم منحصربه‌فردی تبدیل می‌شود که این شکل‌گیری ریشه در باورهای مالی ما دارد.

مؤلفه‌های هوش مالی

مدیریت صحیح درآمد، هزینه و بدهی‌ها به عبارتی مدیریت پول محافظت از پول در برابر کسانی که ممکن است با ترفند پول شما را بدزدند، یا پرداخت هزینه‌هایی مثل مالیات که در صورت دانستن قوانین مربوطه ممکن است بتوانید کمتر پرداخت کنید، نشان‌دهنده هوش مالی است. شخصی که ده درصد مالیات پرداخت می‌کند نسبت به کسی که بیست درصد مالیات پرداخت می‌کند مسلماً از هوش بالاتری برخورداراست.

کسی که بتواند برای پول خود بودجه‌بندی مناسبی داشته باشد، قطعاً می‌تواند ثروتمند شود بسیاری از مردم پول زیادی به دست می‌آورند اما در حفظ آن ناتوان هستند زیرا برنامه صحیحی برای پولشان ندارند.

شناسایی و تحلیل فرصت‌های سرمایه‌گذاری اینکه پول را در کجا سرمایه‌گذاری کنیم؟ بانک، طلا، سهام، بورس، ملک و … . در بحث مدیریت سرمایه‌گذاری بسیاری از افراد نمی‌دانند پس‌اندازهای خود را چگونه سرمایه‌گذاری کنند تا بتوانند پول خود را تقویت کنند، بسیاری از افراد پول خود را در بانک سرمایه‌گذاری می‌کنند اما در کشورهایی تورم پذیر اغلب سودهایی که پرداخت می‌شود از نرخ تورم بسیار پایین‌تر است و در مدت‌زمان مشخص ارزش پول از دست می‌رود خرید اوراق نیز به همین صورت است.

 بنابراین این سرمایه‌گذاری‌ها نیاز به هوش مالی بالایی ندارد ولی سرمایه‌گذاری که فرد سودی بیشتر از نرخ رشد تورم به دست آورد یا پول خود را تقویت کند نیاز به هوش مالی بالایی دارد، یعنی هرچه سود بیشتری کسب کند از هوش مالی بالاتری برخوردار است واگذاری کار سرمایه‌گذاری به دیگران مانع از افزایش دانش مالی شخص می‌شود یعنی اگر شخص دیگری پول او را مدیریت کند او نمی‌تواند هوش مالی خود را افزایش دهد در اصل او با پولش به‌جای خود به دیگران پاداش می‌دهد.

شناسایی و تحلیل فرصت‌های کسب‌وکار (هوش مالی، هوش کسب‌وکار) به عبارتی مدیریت کسب‌وکار مجموعه‌ای از توانایی‌ها، فناوری‌ها، ابزارها و راهکارهایی که به درک بهتر مدیران از شرایط کسب‌وکار کمک می‌کند. بدیهی است که داشتن هوش مالی برای کسی که می‌خواهد کسب‌وکاری را راه‌اندازی کند، یا کسی که می‌خواهد کسب‌وکار موجود را رونق دهد، تأثیر مستقیمی دارد. ابزارهای هوش تجاری دیدگاه‌هایی از شرایط گذشته. حال و آینده کسب‌وکار یا صنعتی که در آن فعالیت می‌کند را در اختیار مدیریت می‌گذارد و شامل یک سری نکات است که به‌اصطلاح از پس دو دوتا چهار تای حساب ‌وکتاب برآیند و در کارشان موفق باشند.

هوش مالی فقط آن قسمت هوش را در برمی‌گیرد که برای حل مشکلات مالی از آن استفاده می‌شود و باهوش ذهنی متفاوت است. در نتیجه هوش مالی با هوش ذهنی رابطه مستقیمی ندارد و ممکن است شخصی هوش ذهنی بالایی داشته باشد ولی هوش مالی پایینی داشته باشد و برعکس.

نتیجاً هوش مالی به توانایی و مهارت درگرفتن تصمیماتی هوشمندانه و زیرکانه در رابطه با امور مالی و بهبود وضعیت مالی برمی‌گردد.

راه‌کارهایی برای افزایش هوش مالی

  • از تجربیات مالی دیگران استفاده کنید یعنی ذهنی کنجکاو و هوشیار داشته باشید.
  • توجه و تمرکز بر شکست‌های خود و دیگران و اینکه بدانید نقطه مقابل پیروزی شکست نیست بلکه درون آن است.
  • در محیط‌های مثبت و مناسب برای رشد مالی حاضر باشید و از محیط‌های غیرمنطقی و پر از ناله و شکایت دوری‌کنید.
  • مراقب افراد منفی گرا باشید و از آن‌ها دوری‌کنید.
  • با افراد دانا و مثبت و واقع‌بین حشرونشر کنید.
  • به کلاس‌های آموزشی حسابداری. مالی و سرمایه‌گذاری و بورس بروید.
  • استعداد و علایق خود را کشف کنید بعد شروع کنید و در این راه مداومت داشته باشید.
  • حس مسئولیت‌پذیری را در خود تقویت کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید.
  • هوش عاطفی خود را تقویت کنید و توانایی پاسخ آگاهانه به شرایط مختلف را داشته باشید.
  • اطلاعات خود را بالا ببرید و هوش مالی را در خود تقویت کنید و آن‌ها تا چندین برابر رشد دهید.
  • هرروز مطالبی را درباره پول و مسائل اقتصادی بخوانید و خود را به چالش بکشید.
  • از خرید کردن به‌عنوان یک‌راه حل کوتاه‌مدت برای درمان حال بد خود دست‌بردارید.
  • در برابر وسوسه خرج کردن پول‌هایتان به‌صورت یکجا مقاومت کنید.
  • پس‌انداز را با درآمدی که دارید شروع کنید.
  • نگذارید احساساتتان مانعی برای حساب‌وکتاب‌های مالیتان شود واقع‌بین باشید و به‌آسانی از حق خود نگذرید.
  • از ارتقاء شغلی و حتی مدیر شدن استقبال کنید و اعتمادبه‌نفس بالا داشته باشید و سعی کنید مهارت‌های مدیریتی و مهارت‌های تجارت و کسب‌وکار را به‌خوبی فراگیرید به آن عمل کنید.

حال‌آنکه با مفاهیم اولیه هوش مالی آشنا شدید مبحث اصلی کتاب که در مورد هوش مالی کودکان است را شروع می‌کنیم کودکان ما آینده این مرزوبوم را خواهند ساخت، از آموزش آن‌ها دریغ نکنیم و با آگاهی دادن آن‌ها را به سمتی سوق دهیم که بتوانند از منابعی که در اختیار دارند به بهترین حالت ممکن استفاده کنند، تا ما هم مسئولیت اجتماعی خودمان را ادا کرده باشیم.

آموزش هوش مالی را از سنین کودکی شروع کنید

کودکان از  3سالگی مفاهیم اقتصادی و مبادلات را درک می‌کنند اجازه دهید پول خود را اداره و استفاده کنند ولی با حمایت و نظارت خودتان، والدین باید بپذیرند که کودکان همان‌طور که مسواک زدن یا دوچرخه‌سواری را یاد می‌گیرند و به‌تنهایی از پس آن‌ها برمی‌آیند، می‌توانند برای پول خود نیز تصمیم بگیرند، باید کمکشان کنید تا بتوانند با سرعت تصمیماتی در این زمینه بگیرند و به‌اندازه خودشان مهارت پیدا کنند، این کار می‌تواند شروع خوبی باشد تا بتوانیم به آرامی مفاهیم اقتصادی را برای کودک روشن کنیم یعنی او می‌داند که برای خرید هر چیزی باید بهایی پرداخت شود، والدین باید آگاهانه بدانند که اگر نخواهند مفاهیم پولی و اقتصادی را به کودکان آموزش دهند آن‌ها از رسانه‌ها فرامی‌گیرند، پس بهتر است آگاهانه هر آنچه باید بدانند را آهسته آهسته به آن‌ها آموزش دهیم. پرواضح است که این مهارت‌ها با نصیحت به دست نمی‌آید بلکه مثل همه مهارت‌های دیگر نیاز به تمرین و تکرار فراوان دارد ما باید مراقب رفتار خودمان باشیم تا فرزندانمان الگویی مناسب برای آموزش مفاهیم پولی داشته باشند.

مشارکت در آموزش مسائل مالی باید به کمک پدر و مادر انجام شود تا کودک پول را امری جنسیتی قلمداد نکند یعنی برای خرید خانه تصمیم با پدر است و مادر دخالتی ندارد. بنابراین باید با توجه به سن کودک مفاهیم را بهتر و کاربردی‌تر عنوان کنیم. برای اینکه برای کودک ملموس باشد باید از حکایت‌ها و داستان‌ها استفاده کنیم به‌طوری‌که مشتاق شنیدن باشد نه دل‌زده اعداد و ارقام را به صورتی برایش شرح دهیم که توانایی درک آن‌هارا داشته باشد، این گونه مطرح نکنیم که سود بانکی ده درصد است، او این مسائل را متوجه نمی شود بلکه با مثال برای کودک توضیح دهیم.

بی‌شک صحبت کردن از پول و مفاهیم آن کار درستی است بنابراین نگران نباشید، بلکه باید توجه داشته باشیم که فرزندانمان بیشتر از آنکه از گفتار ما درس بگیرد، رفتار ما را الگوی خود در زندگی قرار می‌دهند. پس کوچک‌ترین رفتار ما با حساسترین دوربین‌ها در حال ثبت هست.

سرمایه‌گذاری

سرمایه‌گذاری یعنی از مصرف خود کم کنیم به امید اینکه در آینده بتوانیم بیشتر مصرف کنیم؛

در اولین مرحله باید حس مسئولیت‌پذیری را بتوانیم در کودک قوی‌تر کنیم، برای این کار می‌توانیم مسئولیت پرورش چند گل را به او بسپاریم و آگاهی لازم را برای نگهداری گل به او تفهیم کنیم، که اگر به‌موقع به گل‌ها آب ندهد چه اتفاقی می‌افتد یا شرایط نگهداری آن‌ها را کاملاً یاد بگیرد و بعد از یک مدت به‌صورت کاملاً مستقل این کار را انجام دهد و بعدازاین مرحله نگهداری یک حیوان خانگی مثل قناری می‌تواند او را با حساسیت این کار بیشتر آشنا کند. اینکه فراموشی آن‌ها ظرف مدت چند ساعت باعث مرگ موجود زنده‌ای می‌شود او را کاملاً مسئولیت‌پذیر می‌کند و در ناخودآگاهش نهادینه می‌شود. اینکه قناری برای زنده ماندن نیاز به آب و دانه دارد، نیاز به مراقبت دارد و با کوچک‌ترین غفلت یا خوراک گربه می‌شود یا می‌میرد، می تواند میزان حس مسئولیت پذیری را در کودکانمان را افزایش دهد.

سرمایه‌گذاری نیز مثل هر مهارت دیگر نیاز به آموزش دارد تا به مهارت کافی رسید زیرا با به کار گرفتن آن اصول و مهارت‌ها از سرمایه خود محافظت کنیم و برای رسیدن به این نتیجه باید صبر کرد، که این نتیجه همان افزایش ثروت است. باید بتوانیم به‌گونه‌ای مفهوم این سرمایه‌گذاری و گذر زمان را به کودک تفهیم کنیم تا درک کند، مانند یادگرفتن موسیقی که در چند ماه اول باید علاوه بر تمرین زیاد صدای گوش‌خراش آن‌ها نیز تحمل کرد تا با افزایش مهارت و صبوری بتواند صدای دل‌نشین آن‌ها درآورد.

مسئولیت‌پذیری در هر زمینه‌ای می‌تواند ما را از دیگران متمایز کند و این در مورد سرمایه‌گذاری از اهمیت بیشتری برخورداراست. باگذشت زمان و کسب تجربه تقریباً دانش و مهارت سرمایه‌گذاری در کودک تقویت می‌شود و به‌مراتب می‌تواند تصمیمات درست‌تری بگیرد مسلماً در این مسیر اشتباهاتی هم رخ خواهد داد که ناگزیریم آن‌ها را نیز پذیرا باشیم، فقط نحوه نگرش ما به اشتباهات باید به‌گونه‌ای باشد که هر اشتباه یا شکست پایان آن راه نباشد و شروعی باشد برای دوباره بر خواستن و ادامه دادن در این مسیر مهم این است که بارها یک اشتباه را تکرار نکنیم و بهترین راه برای کاستن این اشتباهات بررسی راه‌های سرمایه‌گذاری و روش سرمایه‌گذاری انسان‌های موفق هست، تا از تجربه کردن آن‌ها توسط خودمان جلوگیری کنیم.

پدر و مادر همیشه متعهد هستند که حامی مالی فرزندانشان باشند و با راهنمایی و انتقال تجارب خود به آن‌ها و گرفتن بهترین تصمیم کمکشان می‌کنند. در بیشتر موارد کودکان به دلیل مشغله. شیطنت یا اطلاعات بالایی که از محیط دریافت می‌کنند، آموزش‌های ما را فراموش می‌کنند یا شاید آن‌ها را به‌خوبی یاد نگرفته‌ان. وظیفه پدر و مادر این است که با تمرین و تکرار آن‌ها را در وجود کودکانمان نهادینه کنیم. روزانه تمرین انضباط را برایشان تکرار کنیم از مرتب کردن رختخوابشان گرفته، جمع‌کردن وسایل بازی یا مرتب کردن اتاقش ولی آگاهانه این کار را انجام دهیم، یعنی برای ایراد گرفتن این کار را نکنیم یا اینکه نقطه‌ضعفش را به او یادآوری نکنیم، بلکه هدف آموزش او و تشویق کردنش به نظم و انضباط است و او را مورد تحسین قرار دهیم. با شکل‌گیری این عادات در کودک رفتارهایی منظم از او انتظار خواهیم داشت البته شایان ذکر است اگر این کار در قالب بازی انجام شود اثرگذاری آن دوچندان خواهد شد.

چگونه به فرزندان کمک مالی کنیم

می‌توانیم با آن‌ها قرار بگذاریم که هر چقدر پس‌انداز کردند ما هم به همان میزان به آن اضافه کنیم، تا هم به پس‌انداز تشویق شوند و هم اینکه این رفتار در آن‌ها نهادینه شود و توانایی تحلیل و استفاده از پول را یاد بگیرند. اگر با سرعت خواسته‌هایشان را تأمین کنیم در آینده با مشکلات عدیده‌ای مواجه می‌شوند زیرا جامعه مثل پدر و مادر همه خواسته‌هایشان را تأمین نمی‌کنند و برای چنین فرزندانی “نه” شنیدن خیلی سخت می‌شود و در برابر هر سختی به‌راحتی می‌شکنند، جامعه آن‌چنان بی‌رحمانه آموزش می‌دهد که می‌شوند تجربه‌های گران و گاهی سنگین پرداخت کرد.

هرگز کودکان نباید از اختلافات مالی والدین باخبر شوند و طی تحقیقات گسترده‌ای که در آمریکا انجام‌شده است کودکانی که مرتب شاهد دعوای پدر و مادر بر سر مسائل مالی هستند سه برابر بیشتر از دیگر کودکان بدهی ببار می‌آورند. بنابراین به‌شدت از اینکه کودکان بدانند شما اختلافات مالی دارید بپرهیزید، خیلی مهم است که رفتار یکسانی در برابر فرزند در مورد مسائل مالی داشته باشید این رفتار به‌شدت به شکل‌گیری شخصیت سالم در فرزندتان کمک می‌کند.

کودکانمان را نباید دچار استرس مالی و پولی کنیم همه ما در کودکی با توجه به اینکه شادی. توجه و خوبی‌ها را بدون هیچ قید و شرطی دریافت نکرده‌ایم انسان‌هایی شرطی بزرگ‌شده‌ایم. ما به‌عنوان پدر و مادر نباید در صورت سهل‌انگاری کودک را با تنبیه مواجه کنیم و 20% از پول‌ ماهیانه او را کسر کنیم تا فرزند ما متوجه شود که وظایفی وجود دارد که بالاتر از مادیات قرارداد و با پول قابل‌سنجش نیست. اگر بخواهیم آموزش کودک خود را با تنبیه مالی همراه کنیم ارزش کارمان را کم کرده و ریسک عدم توجه فرزند نسبت به امر آموزش را افزایش می‌دهیم. بنابراین وابسته کردن کارها به پول اشتباه بزرگی است که پدر و مادرها می‌توانند مرتکب شوند بعضی‌اوقات بابت انجام کارهایی که فرزندمان از پس آن برمی‌آید باید مبلغی به‌عنوان دستمزد پرداخت کنیم، مثل شستن ماشین یا نظافت منزل تا با مفهوم کار و درآمد آشنا شود.

اگر ما دائماً از ابزارهای فشار مالی علیه فرزندمان استفاده کنیم، آن‌ها دچار اضطراب پولی می‌شوند و در بزرگ‌سالی با کوچک‌ترین مشکل در محل کار یا تأخیر در پرداخت حقوق برآشفته می‌شوند و در خصوص پول حس بسیار بدی خواهند داشت. این تجربه‌ها در کودکی و نوجوانی سبب می‌شود ترس از دست دادن پول در وجود آن‌ها شکل بگیرد و زندگی آن‌ها دچار مشکل شود.

در مورد میزان پولی که داریم به فرزندانمان دروغ نگوییم

اگر بچه‌ها بفهمند که در مورد میزان پولی که دارید به آن‌ها دروغ گفته‌اید اعتمادشان را از دست می‌دهید و دیگر در زمینه مسائل مالی به شما اعتماد نمی‌کنند اگر نمی‌خواهید در جریان چیزی باشند باید با صبر و حوصله به آن‌ها تفهیم کنید که این موضوع در بودجه لحاظ نشده است و به این صورت با مفهوم صبر هم بیشتر آشنا می‌شوند.

اگر قبلاً پس‌انداز نداشته‌ایم یا پول خودمان را به طرز مناسبی مدیریت نکرده‌ایم یا به عبارتی هدر داده‌ایم لازم نیست با فرزندمان در این مورد صحبت کنیم، بهترین کار این است که خیلی مثبت و سازنده در این مورد صحبت کنیم و نقش یک انسان موفق را بازی کنیم این نقش بازی کردن به معنای دروغ گفتن نیست بلکه این نقش بازی کردن تمرینی است برای کسب مهارتی است که نداریم.

اگر اعتمادبه‌نفس نداریم به خود بگوییم که اعتمادبه‌نفس داریم و با تکرار این رفتارها می‌توانیم در ضمیر ناخودآگاه خود این را به وجود آوریم که دارای اعتمادبه‌نفس کامل هستیم و…

این داستان ادامه دارد: ….

شما می‌توانید ادامه سرفصل‌های زیر را در کتاب هوش مالی کودکان بخوانید:

  • آموزش پس‌انداز و مفاهیم مربوط به آن
  • آموزش و تکنیک‌های خرید هوشمندانه به کودکان و نوجوانان
  • نکاتی که کودکان بدانند هوش مالی آن‌ها تقویت خواهد شد
  • مراحل آموزش مهارت‌های پولی در سنین مختلف
  • آموزش سرمایه‌گذاری
  • آموزش مفاهیم مربوط به کسب‌وکار و کارآفرینی
  • و برای شما و فرزندانتان یک زندگی سرشار از موفقیت مالی آرزو می‌کنم

پیشنهاد می‌کنم با مراجعه به سایت ما از آموزش‌ها و مشاوره‌های ما استفاده کنید.

www.firoozeh.yahyaei@yahoo.com

فیروزه خانم یحیایی مدرس، مشاور مالیاتی، حسابداری و سرمایه‌گذاری

منابعی بیشتر برای مطالعه

  1. سایت موسسه و آموزشگاه مالی. مالیاتی شهر ارقام
  2. آموزش کاربردی هوش مالی به کودکان، علی کمیجانی
  3. هوش تجاری با رویکرد مالی، فیروزه خانم یحیایی، انتشارات مفرد 1395

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟

لطفاً دیدگاه خودتان را در مورد این کتاب با ما به اشتراک بگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *